ادبیات (سروش) / زبانپژوهی (جاماسپ)
«مولابخش رئیسی» -داستاننویس و مترجم چابهاری- را در یک تعمیرگاه لوازم الکترونیکی دیدم. آرام و مغموم، مشغول کار روی رادیویی بود که برای تعمیر پیش او آورده بودند. سلامی گفتم، نگاهی انداخت؛ چشمان نافذ و گیرایش فهمید از چه رو پیشش آمدهام.
هنر (ناهید)
شنبه سیام امردادماه به دعوت بنیاد شاهنامه به تماشای نمایش «بیژن و منیژه» در فرهنگسرای نیاوران نشستم.
استورهشناسی (بغ) / دینپژوهی (هورمزد)
1. شاه پهلوانان، ردهای مهم و برجسته از شخصیتهای استورهای را بر میسازند؛ ردهای که هم از نظر موقعیت ممتازشان در سلسلهمراتب اقتدار دنیوی اهمیت دارند و هم از نظر پیوندی که با نیروهای قدسی و نظمِ حاکم بر گیتی پیدا میکنند.
شاهنامهپژوهی (رستم)
بر گریز خرد از یقین باید گریست، آری یقین بر خرد چیره است. گودرز به زاری میگرید، بر پیران میگرید و فغان میکند و این فغان تنها از جانی بر میآید که از نهیب یزدان سرشار است. بر دشمن گریستن کار خردمند نیست، کار باورمند است.
جامعهشناسی (آریامن) / اقتصاد (اشی)
در این نوشتار که با هدف آگاهی بخشی به مدیران و دست اندرکاران فرهنگی کشور تهیه شده است، تلاش می شود ضمن ارائۀ آمار و ارقامی در خصوص گزینش بومی در دانشگاههای کشور، خطرات و آسیبهای این شیوه مورد بررسی قرار گیرد. چنانکه از تجربیات سالهای گذشته برمی آید، گزینش بومی باعث بروز و تشدید فاصلۀ میان ساکنان مناطق مختلف کشور می شود. تمرکز دانشجویان یک قطب، ناحیه یا استان در مناطق خویش باعث می شود که از یک سو این دانشجویان نگاه کلّ نگر و مبتنی بر وحدت ملّی را از دست دهند و نتوانند با دانشجویان مناطق دیگر کشور مراوده و حشر و نشر پیدا کنند و از سوی دیگر تمرکز آنها زمینه ساز فعالیتهای قومی است. بدین منظور در این نوشتار پیشنهاد می شود که بومی گرایی متوقّف و محدود شود؛ وزارت علوم تحقیقات و فناوری تلاش خود را به عمل آورده خوابگاههای مورد نیاز دانشجویان را در شهرهای مختلف کشور فراهم سازد و این اقدام را حرکتی در مسیر منافع ملّی قلمداد کند؛ اساتید ومدیران دانشگاهها نیز به صورت دوره ای جابجا شوند و به طور کلّی سیاستی اندیشیده شود که در استخدام اعضای هیات علمی درصد قابل توجّهی نیز به اساتید غیر بومی اختصاص یابد؛ از گسترش بی رویۀ دانشگاهها در شهرهای بزرگ و کوچک جلوگیری شود و در عوض قطبهایی دانشگاهی بر اساس مدل شهرهای دانشگاهی برخی از کشورهای اروپایی به وجود آید تا مدیریت دانشگاهها از دست وزارت علوم خارج نشود؛ فعالیتهایی فرهنگی در قالب اردوها و دوره های ایرانشناسی برای آشنایی دانشجویان با ایران و نیز مسابقات مهم ورزشی در استانهای مرزی کشور برگزار شود.
اندیشه (خرداد)
این نوشتار برای آن پرداخته شده است تا روند ظهور تدریجی شکلی ویژه، استانده و هنجارین از “من” را از خلال بازیهایی مشابه دبلنا وارسی کند. بازیهایی که عمومیت و شمول بسیار دارند و اندک است ساعاتی از عمر ما که از رخنهشان پاکیزه مانده باشد.
جشنها و آیینهای ایرانی (زروان) / میراث ایرانزمین (تیشتر)
دیواری کوتاهتر از نوروز پیدا نمیشود؟ کاهش تعطیلات یا تغییر در روزهای تعطیل حتما باید به نوروز چندهزارساله تحمیل شود؟
هویت ملی (شهریور) / حوزه تمدن ایرانی (مهر)
هرکس چهار سویه دارد و هر “من” را در چهار سطح و چهار زاویه میتوان نگریست و توصیف کرد. هرکس، تنی دارد و منی دارد و فرامنی دارد و منی آرمانی که به ترتیب همتاست با نمودهای زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی وی. هریک از این چهار بُعدِ من، صفاتی دارد و خواصی و ویژگیهایی.
تاریخ میانه (چیستا) / تاریخ معاصر (رشن)
آشنایی ایرانیان با دنیای جدید غرب، فصل تازه ای در دگرگونی تاریخی ایران است. اگر جنبش مشروطیت – هرچند این واقعه آن اندازه در تاریخ سیاسی این سرزمین مهم و تأثیرگذار است که آن را انقلاب مشروطیت بنامیم – و پیروزی آن در سال 1285 شمسی را تاریخ تولد ایران نوین بدانیم که موجب پای گذاردن مفهوم جدیدی به نام «ملت ایران» به دنیای مدرنیت شد، شایسته است به زمینه ها، بسترها و دلائل خلق این نوزایی توجه نموده و آن ها را مورد کنکاش قرار دهیم.
در این پژوهش به تحول روزنامه نگاری به عنوان یکی از ابعاد مهم تحول خواهی، آن هم در یکی از مهم ترین دوره های تاریخی ِ تجدد خواهی (عصر سپهسالار) با استفاده از سه منبع بسیار معتبر، یکی کتاب “اندیشۀ ترقی و حکومت قانون – عصر سپهسالار” از زنده یاد دکتر فریدون آدمیت و دیگری کتاب انگلیسی “The Origins of Modern Reform In Iran 1870-80″ یا “خاستگاه های اصلاحات مدرن در ایران از 1249 تا 1259″ که رسالۀ دکترای خانم گیتی نشاط در دانشگاه شیکاگو در سال 1973 می باشد، و آخری، “چکیدۀ مطبوعات ایران (عهد ناصری)” که جمع آوری و تدوین آن را فرید قاسمی انجام داده، پرداخته ام.
تاریخ باستان (بهرام)
این گفتار ارزشمند نخستین بار با نام «تحقیق علت حریق تخت جمشید» (14 صفحه – از 135 تا 148) در مجلهی یادگار، در شهریور و مهر 1326 (شماره 31 و 32) انتشار یافت. از آنجا که شیوهی این ترجمه و نثر وابسته به آن، در بیش از نیمقرن پیش انجام گرفتهاست، برای سادهسازی عباراتی که کاربرد خود را از دست دادهاند و برابرسازی واژههای قدیمی و ناهماهنگ با پارسی امروز، ناچار به ویرایش دوباره و روانسازی متن برای خوانندگان شدیم.
کودکان و نوجوانان (ویسپوران) / جستارهای دیگر
دو بانو را میشناسم، که هردو با لقب سرخپوش شهرت دارند. آن یکی که مشهورتر است را خیلیها میشناسند. ملکهی سرخپوش را میگویم. همان که لوئیس کارول در داستان آلیس در سرزمین عجایب ماجرایش را نقل کرده است. در این داستان، آلیس با ملکهای روبهرو میشود که لباس باشکوه سرخی پوشیده، و مرتب در حال دویدن است.
گردشگری (وای) / محیط زیست (زامیاد)
خروسخوان بود که پاشنهها را ورکشیدم تا رهسپار شهری شوم که راوی بوف کور آن را عروس شهرهای دنیا مینامیدَش.
رسانه (نریوسنگ) / همایشها و تازهها (نرسه)
در تاریخ ارتباطات، شاید تنها، رسانهای چون تلگراف باشد که با پیدایی رسانههای نوین نتوانست به حیات ارتباطی خود ادامه دهد و جایگاه خود را به رسانههای جدیدتری مانند تلفن داد. اما همین رسانه که در امروز دیگر محلی از اعراب ندارد، بازیگر تمامعیار سپهر ارتباطات در روزگار پرتلاطم مشروطه و پیش از آن بودهاست.
یاد بزرگان (فْرَوَهر) / نقد و بررسی کتاب (دئنا)
خروسخوان بود که پاشنهها را ورکشیدم تا رهسپار شهری شوم که راوی بوف کور آن را عروس شهرهای دنیا مینامیدَش.