در این نوشتار که با هدف آگاهی بخشی به مدیران و دست اندرکاران فرهنگی کشور تهیه شده است، تلاش می شود ضمن ارائۀ آمار و ارقامی در خصوص گزینش بومی در دانشگاههای کشور، خطرات و آسیبهای این شیوه مورد بررسی قرار گیرد. چنانکه از تجربیات سالهای گذشته برمی آید، گزینش بومی باعث بروز و تشدید فاصلۀ میان ساکنان مناطق مختلف کشور می شود. تمرکز دانشجویان یک قطب، ناحیه یا استان در مناطق خویش باعث می شود که از یک سو این دانشجویان نگاه کلّ نگر و مبتنی بر وحدت ملّی را از دست دهند و نتوانند با دانشجویان مناطق دیگر کشور مراوده و حشر و نشر پیدا کنند و از سوی دیگر تمرکز آنها زمینه ساز فعالیتهای قومی است. بدین منظور در این نوشتار پیشنهاد می شود که بومی گرایی متوقّف و محدود شود؛ وزارت علوم تحقیقات و فناوری تلاش خود را به عمل آورده خوابگاههای مورد نیاز دانشجویان را در شهرهای مختلف کشور فراهم سازد و این اقدام را حرکتی در مسیر منافع ملّی قلمداد کند؛ اساتید ومدیران دانشگاهها نیز به صورت دوره ای جابجا شوند و به طور کلّی سیاستی اندیشیده شود که در استخدام اعضای هیات علمی درصد قابل توجّهی نیز به اساتید غیر بومی اختصاص یابد؛ از گسترش بی رویۀ دانشگاهها در شهرهای بزرگ و کوچک جلوگیری شود و در عوض قطبهایی دانشگاهی بر اساس مدل شهرهای دانشگاهی برخی از کشورهای اروپایی به وجود آید تا مدیریت دانشگاهها از دست وزارت علوم خارج نشود؛ فعالیتهایی فرهنگی در قالب اردوها و دوره های ایرانشناسی برای آشنایی دانشجویان با ایران و نیز مسابقات مهم ورزشی در استانهای مرزی کشور برگزار شود.