پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۹
  • نماهنگ روز

نماهنگ روز


 

 

نخستین شغل بشر

بی‌گمان بهره‌وری از منابع زنده‌ طبیعت، یکی از شاهرگ‌های بقای جوامع انسانی است. سودجویی از پوشش‌های گیاهی، هوای پاک و به ویژه جانوران، از این قبیل است. در همین راستا، تاریخ کنشِ به پیش راندن و دنبال کردن جانوران به دوران بسیار گذشته باز می‌گردد. حیوان تعقیب، محاصره و به‌زمین انداخته می‌شد، اما هنوز این نحوه کار از خاطرات انسان‌ها محو نشده است. اختلاف دوران شکار، دوران اولیه تاریخ بشریت با عصر حاضر تنها در یک جابه‌جا است: به‌جای حیوان انسان تعقیب می‌شود. تعقیب انسان‌ها توسط انسان‌ها و به‌زمین انداختن و از بین بردن آن‌ها هنوز هم پایه‌های فرهنگی بیشتر جوامع انسانی را تشکیل می‌دهد. شاید به‌خاطر همین خاطرات برجای‌مانده گذشته است که خلبان بالگرد امریکایی، کشتار ساکنان دهاتی در ویتنام را به شکار بوقلمون‌ها تشبیه کرد!

حمید ذاکری که پیرامون مطالعات انسان و شکار در تطور تاریخ جست‌وجوهای ارزشمندی داشته، معتقد است: «اولین قوانین جدی و واقعی شکار در جهان امروز، مثل ممنوعیت شکار در جنگل سلطنتی، در قرون وسطی وضع شد» و گویا فراموش می‌کند اگر این قوانین جهان امروز، در اروپای  قرون وسطی نیز رعایت می‌شده، به این معنی نیست که تنها و نخستین‌بار اروپایی‌ها در قرون وسطی این دیدگاه را وضع کرده‌اند! اگر اینگونه بیاندیشیم کمی تعصب به خرج داده‌ایم؛ زیرا از گذشته‌های دور، به ویژه در باستانی‌ترین گهواره‌های تمدن بشری، آدمی همان‌گونه که به شکار می‌پرداخته، برای شکار بی‌رویه و ویرانی منابع شکار نیز چاره و راهکارهایی اندیشیده که در این میان می‌توان به تقدس برخی جانوران و گرامی‌داشت طبیعت و محیط زیست در فرهنگ‌های بومی و ادیان باستانی اشاره کرد.

در این میان، نیاکان آسیایی ما نیز در خاورمیانه، گذشته از تقدس و ارزشی که برای جانوران و زیست‌بوم قائل بودند، بهره‌وری از منابع شکار را نیز گریزناپذیر می‌دانستند. چنان‌که در روند هزارها کنش شکار در اندیشه‌های سیاسی ایران و همچنین بر گونه‌های ورزش و ورزیدن تن در این کشور  تأثیر عمیقی گذارد.

«در ایران، شکار سنتی کهن بوده که سابقه‌اش به رسوم سومری و عیلامی بازمی‌گشته است. در این سرزمین، جنگ و شکار هم‌ارز تقلی می‌شدند و جوانان از سنین پایین برای ورزیده شدن در فنون نظامی به شکار می‌پرداختند. هدف از این کار تهیه‌ ‌غذا نبوده، چون در میان اشراف و خانواده‌ی شاهی بیش از بقیه رواج داشته است. تصاویری که از شاه در حال شکار شیر و سایر جانوران وحشی وجود دارد، نشانگر آن است که دست و پنجه نرم کردن رویارو با جانوران که به قدرت شناخته می‌شدند، یکی از شیوه‌های تثبیت مشروعیت شاه به عنوان ابرانسان/ابرجنگجو بوده است. در ایران، حتی در خانواده‌ی سلطنتی، زنان همراه مردان به شکار می‌رفتند، و این امر گذشته از تعارضی که با افسانه‌ی حرم‌سراهای شرقی دارد، نشانگر مشارکت نمادین زنان در اموری وابسته به جنگ است. مشارکتی که در همان زمان در قبایل سکا و سارمات همچنان به شدت ادامه داشت و در ایران نیز در قالب همراهی زنان شاه با اردوهای جنگی، به شکلی نمادین دنبال می‌شده است.»(وکیلی، ۱۳۸۶: ۷۶)

شکار

 

میدان شکار همچون میدان جنگ

چنان‌که اشاره شد، بی‌گمان پیوندهای سیاسی و جهانبینی‌های بومی سرزمین‌های باستانی با شکار، سبب اصلی علاقه‌ وافر دولتمردان و سیاستمداران به شکار بوده است.

برابر با آنچه که در تاریخ آمده، کوروش، پادشاه بزرگ هخامنشی، همواره سرداران و جوانان را به شکار سفارش می‌کرد و عقیده داشت: «شکار بهترین آموزگار جنگ است و مناسب‌ترین مکتب سوارکاری؛ زیرا شخص را به چیزهایی که در جنگ پیش می‌آید، از قبیل کار کردن، تحمل سرما و گرما و گرسنگی و تشنگی و سختی‌های دیگر عادت می‌دهد. چون کوروش عقیده داشت که رئیس باید به از مرئوس باشد، خودش را هم در شکارگاه‌ها به تحمل این سختی‌ها عادت می‌داد و هر زمان که توقف را لازم نمی‌دید، به شکار می‌رفت.»(پیرنیا، ۱۳۴۴: ۴۱۷)

ما در تاریخ دوره‌ فرمانروایی ساسانیان با «آموزگاران شکار» رو‌به‌رو هستیم که در هیربدستان‌ها یا آموزشگاه‌ها به جوانان شکار و تیراندازی می‌آموختند. در شاهنامه‌ فردوسی بارها از آموزش شکار و تیراندازی به کودکان و جوانان سخن رفته است و در بخشی چنین آمده است که یزدگرد ساسانی برای پسرش بهرام گور که در شکار استادی زبردست بوده، معلمی برای آموختن تیراندازی و شکار برگزیده بود.

فریدون جنیدی در بررسی و آیین نخجیرگری و شکار در ایران باستان به چگونگی برگزاری آن به وسیله‌ دولتمردان می‌پردازد: «چند روز پیش از شکار، گروهی که به آنان جرگه نام داده‌اند، بخش گسترده‌ای از کوه و دشت را در میان می‌گرفتند. آنان با آوای بوق و تبیره، و بانگ کوس، خروشان به‌سوی کانونِ همان پروست (محاصره) به پیش می‌رفتند و پریوار (محاصره) را تنگ می‌کردند و جانوران از ترس بانگ آنان، به میان پریوار پیش می‌رفتند!

این راهپیمایان چندان به پیش می‌رفتند، تا جانورانی که در یک گستره‌ بزرگ می‌زیستند، در یکی دشت کوچک گرد آیند … آنگاه، شاه کشورگشا(!) به‌هر سو که می‌نگریست جانوران را نزدیک خویش می‌دید و می‌توانست که هر چه بیشتر جانوران را بکشد . . .» (جنیدی، ۱۳۸۷: ۴۰۵)

در هنر ایران باستان، نمونه‌ی برجستـه‌ی شکار شاهی را می‌توان صحنه‌ی شکارگاه خسروپرویز در تاق بستان دانست.

صحنه‌ شکار خسروپرویز بر دیواره‌ غربی تاق بستان (نزدیکی کرمانشاه) قابل مشاهده است؛ اگرچه شوربختانه در دوره‌ی قاجاریه در بخش بالای نگاره، دیوار پاکسازی و صاف شده، و نگاره‌‌ی ناهمگون پادشاه قاجار کنده شده است، اما در هر روی این تابلوی زیبایی سنگی، وقار و زیبندگی خود را پس از گذشت نزدیک به دوهزار سال همچنان حفظ کرده است.

در این نگاره که بیانگر چگونگی شکوه آیین نخچیر (شکار) شاهانه در دوره‌ ساسانی به شمار می‌رود، هنرمندان ایرانی تمامی ذوق و هنر خویش را به کار بسته‌اند، تا نشان دهند که چگونه به هنگام شکار، سپاهیان و شکارگران، خنیاگران و رودنوازان (سازنوازان)، شاهنشاه و یارانش دست به ساخت منظره‌ای با نمادین و آهنگین می‌زدند.

این صحنه در حقیقت شکار گراز است که در آن چند فیل، شکارها را به سوی یک محوطه‌ بدون خروجی می‌رانند و پادشاه نیز که درون قایقی نشسته، به سوی گرازهای جنگلی تیر می‌زند. در آن میان دو دسته‌ از نوازندگان دیده می‌شوند که آن‌ها نیز بر قایقی نشسته و در حال نواختن چنگ هستند. در گوشه‌ دیگری گویا خوک‌هایی افتاده دیده می‌شوند که امعا و احشای آن‌ها را بیرون آورده و بر پشت فیل‌ها می‌اندازند (تا به سرای سلطنتی ببرند).

روی هم‌رفته نقش شکار خسروپرویز در تاق بستان یکی از بی‌مانندترین نمونه‌های نگارگری‌های دوره‌ ساسانی به شمار می‌رود که شایسته‌ بررسی‌های بیشتری است.

شکار همچون یک ورزش و آیین

فرآیند شکار به گونه‌ی‌ کلاسیک آن، نمونه‌ بارز یک ورزش گروهی است و نمادی است از کوشش جمعی بشر برای بقای زندگی اجتماعی در تمدن‌های باستانی. شکار در کنار اسب‌سواری و تیراندازی یکی از برجسته‌ترین ورزش‌ها و سرگرمی‌های انسان ایرانی به شمار می‌رفت. در این میان، پیوند اسب، به عنوان جانوری رام‌شده در این سرزمین، با شکارگری خود سبب جهش‌های پیشرفت در این صنعت باستانی شد.

اما برابر با گفته‌ دانشمندان، این تنها انسان ایرانی بود که این جانور را رام نموده و در سرزمین خود به عنوان خاستگاه اهلی کردن اسب، نخستین نمونه‌های شکار پرشتاب را با آن تجربه می‌کرد. بزرگ‌ترین انگیزه‌ی‌ این ادعا مقایسه‌ آثار باقی‌مانده از شکار در هنر دو کشور یونان و ایران است:

«می توان به نقش‌های روی کوزه‌های یونانی اشاره کرد. این نقش‌ها بسیار به ندرت سوارکاران را نشان می‌دهند. در موارد این تصاویر شکارچیان را بازمی‌نمایند، اما در تمام این موارد شکارچیان پیاده هستند و جز کمانی کوچک در دست ندارند؛ کمانی که احتمالاً برای شکار خرگوش یا پرندگان کاربرد داشته است. جالب آنکه کسنوفانس هم در رساله‌اش به این نکته اشاره می‌کند و بخش عمده‌ بحث خود را به شکار خرگوش اختصاص می‌دهد. او بر شکار آهو و گراز هم تأکید می‌کند و پیداست که آن را به عنوان رسمی تازه  و ارزشمند به یونانیان معرفی می‌کند. با وجود این همچنان از اشکال باستانی شکارِ جانوران وحشی که در ایران رواج داشته دوری می‌گزیند و شکار شیر و ببر و پلنگ و خرس- یعنی جانوران درنده‌ی‌ نیرومند– را ویژه‌ ساکنان آسیا، آناتولی و مقدونیه می‌داند. یعنی همان جایی که قلمرو امپراتوری ایران را تشکیل می‌داده است. با توجه به این داده‌ها، به نظر می‌رسد ماهیت ورزش‌های ایرانیان و یونانیان با هم متفاوت بوده باشد. برجستگی شکار در نزد ایرانیان و گروهی بودن این ورزش، اگر با وضعیت امروزین ورزش در کشورمان مقایسه شود، معناداتر جلوه می‌کند. گویی امروزه جای ایرانیان و غربیان عوض شده باشد. چون مقام‌های قهرمانی ایرانیان به رشته‌های انفرادی مانند کشتی و وزنه‌برداری محدود می‌شود. امری که نشانه‌ کاسته شدن از انضباط گروهی و هماهنگی قراردادهای حاکم بر تولید قدرت جمعی است» (وکیلی، ۱۳۸۶: ۷۸)

11030160

نخچیر گراز در گیلان

به روایت مرعشی مورخ قرن نهم هجری قمری، از سرگرمی‌های جالب و هیجان‌انگیز در بین مردم و حاکمان سرزمین‌های شمال ایران و به ویژه گیلان، در روند تاریخ، شکار جانـوران و ماکـیان درنده بوده که در مناطق سرسبز و حاصلخیز جلگه‌ای، ساحـلی یا جنگـلی انجام می‌گرفته است. مردم با اجرای چنان سرگرمی‌هایی هم به گونه‌ای ورزش و فعالیت بدنی دست زده و از لذت سالم و شکار بهره جسته و نیز به‌جز ایجاد درآمد اقتصادی، با دست و پنجه نرم کردن با جانوران درنده در صدد کسب روحیه نظامی و شجاعت در میدان‌های نبرد بر می‌آمدند. آنان با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف شکار که در اصطلاح بدان نخچیر‌ گفته می‌شد، اقدام به صید انواع پرندگان، چرندگان، حیوانات و جانوران وحشی می‌کردند.

کتابنامه

۱- پیرنیا(مشیرالدوله)، حسن (۱۳۴۴)؛ ایران باستان، ج۲، کوروش کبیر، نشر ابن‌سینا.

۲- جنیدی، فریدون (۱۳۸۷)؛ پیشگفتاری بر ویرایش شاهنامه‌ فردوسی، نشر بلخ.

۳- حکمت، علی‌رضا (۱۳۵۰)؛ آموزش و پرورش در ایران باستان، موسسه‌ تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی.

۴- وکیلی، شروین (۱۳۸۶)؛ تاریخ دروغین یونان، انتشارات داخلی موسسه فرهنگی هنری خورشید راگا.

 


در این باره:

  1. پیشینه تمدنی خود را خوب بشناسیم
  2. جلوه یی از تاریخ و فرهنگ ایران در شهرِ زیرزمینیِ کیش
  3. ابوریحان بیرونی؛ پدر جغرافیای نوین و دانش تجربی (آزمایش)
  4. معرفیِ کتابِ فرهنگ واژگان گویش‌های ایران (مهندس منوچهر پیشوا)
  5. نگاهی به کتاب «پان ترکیسم و ایران»
  6. نگاهی به روند شکل گیری مفاهیم میهن دوستی، ملت، ناسیونالیسم و دولت ملی در ایران
  7. آگاهی سه برنامه فرهنگی
  8. چند خبر مهم فرهنگی
  9. دو رویداد فرهنگی
  10. رئیسِ سازمانِ میراث فرهنگی کاشان از شرایط آرامگاه ابولولو می گوید:

نظر شما

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.
برداشت از اين تارنما تنها با يادکردن از نام «انجمن پژوهشي ايرانشهر» امکان‌پذير است.