فرهاد مهراد، نهمین فرزند محمدرضا مهراد نمایندهی وزارت امور خارجهی ایران در کشورهای عربی (بهویژه در عراق و لبنان)، زادهی 29 دیماه 1322 در تهران (و به قولی در بغداد) است.
حدود 176 دشت از 400 دشت موجود در کشور و 67 درصد آبخانههای این مرز و بوم با تراز منفی آب روبرو هستد. تاسفبارتر اینکه 70 درصد این آبِ کمیاب و پر هزینه تا رسیدن به سر مزرعه تلف میشود…
برای ما امروزیان که نسل اندر نسل به سامانهی هفتگی خو گرفتهایم، دشوار است که تصور کنیم بیهفته و بنابر سامانهای که در ایران باستان بود هم میتوان بهنیکی زیست. حال آنکه اگر لختی بیندیشیم، میبینیم که سامانهی هفته، ایرادات فراوانی دارد و شاید گفت بزرگترین دشواری گاهشماری امروز جهانیان است.
رستم در بیشتر داستانها شکستناپذیر مینماید، اما در داستان سهراب شکست میخورد و بر چهرهی آن بن بلورین خدشه وارد میشود. او شکست میخورد چون واقعیت را انکار میکند و خود را فریب میدهد. واقعیتی را انکار میکند که همهی خردش آن را فریاد میزند و به هزار گونه به او مینماید.
محافظهکاران میگفتند، لیبرالها خیال جهانی از فردگرایی خودمختار را در سر میپرورانند که در آن مردم آزاد از قیود دین و اخلاق، این ور آن ور میدوند و هر کاری دلشان خواست میکنند و به باور لیبرالها همین، غایت حقیقی وجود است؛ بدین شکل، محافظهکاران تلاش داشتند لیبرالها را با قلمموی هیپیگری، رنگ کنند، نسلی سوخته و شاخهای از چپ نو که درباره آزادی حرفهای مبهمی میزد و از هر نوع اقتدار اجتماعی نیز امتناع میکرد.
دورهی آموزشی کارگاه آفرینش جهان داستانی از سوی مؤسسه خورشید راگا، به آموزگاری مسعود بُربُر (روزنامهنگار و داستاننویس) و با هدف افزایش مهارت در آفرینش جهانِ داستانی از راه آشنایی با سازههای داستانی و فراگیری شگردهای زایش و معماری واژهها برگزار میشود.
به گزارش ایرانشهر، این کارگاه پیشینهی برگزاری در سه دوره از سوی جامعهی فرهنگی [...]
کتاب، در کنار روایت یک داستان پُرهیجان از زندگی «کریمخان زند»، دورهی مهم و پُر فراز و نشیبی از تاریخ ایران را نیز به تصویر میکشد؛ از به قدرت رسیدن «کریمخان»، جنگها، دلاوریها، پیروزیها، شکستها، تدبیرهای زیرکانه و مدبّرانهی او گرفته، تا هنر و ادبیات و موسیقی و معماری در دوران زندیه.
اندیشهای ناب، دستانی هنرمند و ذوقی خارقالعاده؛ اینها همه وصف فردی است که تمام عمرش را گذاشت تا هنر نازککاری در این مرز و بوم همچنان نفس بکشد و مثل بسیاری از هنرهای دیگر ایرانی به دست فراموشی سپرده نشود…
روند پرشتاب ساختسازهایی که میتوانند مصداق توسعهی ناپایدار باشند – چرا که به شدت به محیط زیست آسیب میزنند – آنقدر گسترده شده است که حتا احزاب نیز آن را برنتابیدهاند.
مقصود از “حق آموزش به زبان مادری” تعطیلی آموزش زبان ملی و رسمی کشور است، در حالیکه “آموزش زبان مادری” به این مفهوم است که اقلیتهای زبانی حق دارند در کنار آموزشدیدن در مدارس و مراکز آموزش عالی، از آموختن زبان و ادبیات محلی خود نیز به شیوهی علمی، بهرهمند شوند. این رویه اکنون در اغلب کشورهای جهان پذیرفتهشدهاست و در حال اجراست.
میرزا حسینخان سپهسالار به مسئلهی «آموزش»، «تربیت» و «آگاهسازی» به منظور راهِ برونرفت از سستی و عقبماندگی ِایران توجه بسیار میکرد و از این جهت روزنامه و روزنامهنگاری را شاید مهمترین ابزار این هدف ارزشمند میدانست.
انتشار کتاب تاریخ هخامنشیان دانشگاه خرونینگن با ترجمهی مرتضی ثاقبفر انقلابی در مطالعات هخامنشیپژوهیست.
شاه پهلوانان، ردهای مهم و برجسته از شخصیتهای استورهای را بر میسازند؛ ردهای که هم از نظر موقعیت ممتازشان در سلسلهمراتب اقتدار دنیوی اهمیت دارند و هم از نظر پیوندی که با نیروهای قدسی و نظمِ حاکم بر گیتی پیدا میکنند.
شنبه سیام امردادماه به دعوت بنیاد شاهنامه به تماشای نمایش «بیژن و منیژه» در فرهنگسرای نیاوران نشستم.
کتابی در انتظار توست، آن را پیدا کن! «ویسپوران» شما را خیلی دوست داشت. رایاکارتک را برای شما ساخت و به «کتابخوانی» دعوتتان کرد.
۱۲ نظر
دوستی قدیمی ولی بی معرفتم
ارسال شده در تاریخ خرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ در ساعت ۵:۰۸ ب.ظ
با درود به شما و با آرزوی بهترینها و نیروی روز افزون برای گسترندگان دین بهی و راستی و خردورزی بهسازی جهان هستی
دستان شما را برای یاری رسانی به گسترش پیام اهورایی و منثره دین بهی به گرمی میفشارم و دوشادوش شما خواهم بود
با مهر بسیار
ارسال شده در تاریخ تیر ۱۶م, ۱۳۸۹ در ساعت ۸:۲۷ ب.ظ
جناب لقمان ضمن آرزوی توفیق و سرافرازی و سربلندیتان برای یاران روزنامک برایتان آغازی خوش آرزو مندم باشد که خرد یارو نگهدارتان باد .پاینده ایران .ارادتمند رحیم مجاور ویجویه از قوجا تبریز ایرانمان ۵/۵/۱۳۸۹
ارسال شده در تاریخ مرداد ۴م, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۴۱ ب.ظ
رحیم عزیز خیلی خوشحالم که شما خوانندهی قدیمی روزنامک را در ایرانشهر نیز میبینم. از مهر همیشگی شما به یاران ایرانشهر سپاسگزارم. امید که همیشه شاد و تندرست باشید.
ارسال شده در تاریخ مرداد ۵م, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۴۰ ق.ظ
با درود و تشکر از شما و دوستان گرامی شما
طبق تحقیقات دکتر انقطاع ماه امرداد صحیح نیست بلکه مرداد درست است
با درود
فریبرز فرهمند
…
فریبرز عزیز سپاسگزار میشویم بفرمائید، ادلهی ایشان چیست؟ با تشخص به اتوریته نمیتوان سخنی را پذیرفت یا رد کرد.
ایرانشهر
ارسال شده در تاریخ مرداد ۵م, ۱۳۸۹ در ساعت ۷:۱۳ ب.ظ
Moteshakeram
ارسال شده در تاریخ مرداد ۱۵م, ۱۳۸۹ در ساعت ۹:۱۸ ب.ظ
ادیب خــرد پـرور جناب مسعود لقمان درود برشما و بانوی فرزانه اتان !
انتشار افتخار آفرین ایرانشهر برشما و همه ی ما خجسته باد . پاسدار مهرتان : سالمی
…
دکتر سالمی فرزانه از مهر شما بینهایت سپاسگزارم. امیدوارم ایرانشهر را اندیشمندانی چون شما خانهی خویش بدانند و سایهتان بر بامسرا این تارنما هماره مستدام باشد.
با مهر
مسعود لقمان
ارسال شده در تاریخ مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۵۳ ق.ظ
جناب لقمان
متشکرم
موافقیت برایتان آرزو میکنم.
….
دکتر صباحی عزیز از مهرتان سپاسگزارم. امید که هماره شاد و تندرست باشید
م.لقمان
ارسال شده در تاریخ مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۵۵ ق.ظ
دوستان گرامی
شزوع به کار هفته نامه ایرانشهر را به تمامی شما شاد باش می گویم
…
از مهر شما دوست گرامی سپاسگزاریم.
ایرانشهر
ارسال شده در تاریخ مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۱۴ ق.ظ
با سلام و احترام
مسعود عزیز
آشیانت را دیدم و این مایه جهد و پویش و خویشکاری ات را صمیمانه ستودم .
و امید بر آن بستم که “ایرانشهر” چراغی باشد پیشروی مشتاقان این آب و خاک …
هرچند سبقه ربع قرن زندگی در این سرزمین می گوید راه صعب و رنج آلود و طاقت فرسایی را پیش رو داری !
هرچقدر هم که آرام و خرامان می روی باز هم سرپنجه های شاهین قضا را برشانه های دوش خویش می نگری
دیدی آن قهقهه ی کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود
هرچند آنچه که باید بر پرنیان پندار بنشیند تفال نیک منوال و ماجراست …
سرت سلامت و دلت شادمانه باد
دوستدار
…
علی جان از مهر و پندت بسیار سپاسگزارم. بیشک در این راه سخت به مدد فرزانگانی چون شما نیاز هست.
به هر روی به قول فردوسی بزرگ: دلت شاد باد و تنت بیگزند!
مسعود
ارسال شده در تاریخ مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۰۹ ب.ظ
به نام خدا
سلام آقای لقمان عزیز
دلمون واست تنگ شده به هرجهت ممنون ازارسال ایمیل تون
مطلبی در وبلاگم در ارتباط با ماه مبارک رمضان گذاشتم اگه قابل استفاده است لطف کنید استفاده نمایید .
…
درود آقای صادقی عزیز
من نیز دل برای شما و همهی هممیهنان بلوچم در چابهار زیبا تنگ شده است. امید که دوباره بلوچستان عزیز را در کنار شما بپویم.
شاد باشید
ارسال شده در تاریخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۰۱ ق.ظ
جناب لقمان درود بر شما
بسیار مایه ی سرفرازی منست که من را به یاد داشتید . من تارنگار شما را پیگیری کردم اما شوربختانه دیدم که تارنگار در هم ریخته
سپاس که مرا آگاه نمودید
…
درود به شما
امید که ایرانشهر نیز بسان روزنامک به کارتان آید.
با سپاس
م.لقمان
ارسال شده در تاریخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ در ساعت ۴:۵۷ ب.ظ
نظر شما